به روز شده در چهارشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۰

نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

برای عضویت در خبرنامه بصیرت ، پس از وارد کردن آدرس ایمیل معتبرتان در کادر زیر بر روی دگمه عضویت کلیک کنید و در مرحله بعد، بر روی لینک فعالسازی که به ایمیل شما فرستاده خواهد شد، کلیک کنید.

دانلود کنید
 

 
حجت‌الاسلام والمسلمین عبدخدايی عنوان کرد ؛ مكتب تفكيك ؛ موافق عقل و مخالف انتساب برداشت شخصی به اسلام
حجت‌الاسلام والمسلمین عبدخدايی با بيان اين‌كه بايد متوجه محدوده عقل بود و عقل شخصی را كه چهار صدسال پيش زندگی می‌كرد ، وحی منزل ندانست و آن را حاكم بر تاريخ تصور نكرد ، گفت : تصور نكنيد مرحوم ميرزا جواد آقا تهرانی پايبند به تعقل نبود، بلكه ايشان يك فيلسوف آزاد‌انديش بود .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بصیرت ، حجت الاسلام والمسلمين محمدهادی عبدخدايی ، عضو هيئت امنای دانشگاه علوم اسلامی رضوی در مورد شخصيت آیت الله ميرزا جواد آقا تهرانی و مكتب تفكيك اظهار كرد : در مورد معاد جسمانی ، ابن سينا با صداقت گفته است ؛ چون صادق مصدق فرموده است ، ما می‌پذيريم ، ولی ملاصدرا توجيه كرده است، اما آن معادی را كه وی توجيه كرده، علماء قبول ندارند .
 

وی در ادامه افزود : فقيه و فيلسوفی همچون آيت‌الله حاج شيخ محمدتقی آملی در تعليقه بر شرح منظومه در ذيل اشعار حاج ملاهادی سبزواری «فباعتبار نفسه الانسان ـ هو ملك او اعجم او شيطان» (صفحه 460) می‌نويسد: «به جانم سوگند، اين مطلب غير مطابق است با آنچه شرع مقدس فرموده است و من در اين ساعت كه عبارت از ساعت 3 روز يك‌شنبه، 14 شهر شعبان المعظم 1368، معتقد هستم به معاد جسمانی آن طوری كه قرآن گويای بدان است و حضرت محمد(ص) و ائمه معصومين(ع) بدان معتقد هستند و عموم ملت اسلامی برآن اجماع دارند و از قدرت و خداوند هم چيزی عجيب نمی‌شمارم». توجه داشته باشيد در مورد معادش فقيه و فيلسوفی چنين می‌گويد و راجع به توحيدش فقيه و متكلمی؛ چون علامه حلی در كشف الحق آن چنان می‌گويد، اين همان فلسفه‌ای است كه فلسفه اسلامی آن را معرفی می‌كند.
اين محقق در پاسخ به اين سؤال كه اگر فلسفه را به عنوان روش معرفی كنيم تا آيات و روايات را بهتر بفهميم، اين را چگونه ارزيابی می‌كنيد؟ تصريح كرد: خير، قرآن به «بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِينٍ» نازل شده است. خودش روشنگر خودش است «يفسر بعضه بعضا»، ميرزا جواد ‌آقا تهرانی ديدگاهش اين بود كه بايد اعتقادات اسلامی را از قرآن و پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) فرا گرفت، كتاب «فلسفه بشری و اسلامی»، روشنگر اين ديدگاه است، قرآن، زبان خاص خود را دارد، روايات زبان خاص خود را دارد، اگر زيربنا را تفكر فيلسوفان قرار دهيم و بعد آيات قرآنی را برای توجيه آن مبانی بياوريم، صحيح نيست، كج می‌فهميم. اصلا روش، دو روشی است، روش قرآن به تجربی مسلكان و دانشمندان روز كه خداشناس هستند، نزديك تر است، او به آفرينش و اسرار بديع عنايت خاصی دارد، به خلاف فلسفه قديم كه كاملا مجرد از خارج فكر می‌كند و به قول مرحوم ميرزا «سر را زير لحاف برده و افلاك و عقول را تصور می‌كند».
عبدخدايی در مقابل اين سؤال كه اصول فقه را می‌خوانيم تا فقه را بهتر درك كنيم چرا نبايد از روش‌های فلسفی استفاده كنيم تا همين آيات و روايات را بهتر بفهميم؟ اظهار كرد: همان طور كه گفتم، روش، دو روشی است، اصطلاحات هم فرق می‌كند؛ مثلا قرآن رابطه خداوند را با موجودات، رابطه خالق و مخلوق معرفی می‌فرمايد، ولی فلسفه قديم رابطه عليت و معلوليت را به كار می‌برد. خداوند می‌توانست واژه علت رابه كار ببرد، ولی نبرده است، شايد سببش آن باشد كه افرادی گرفتار اشتباه نشوند، همان طوری كه شده‌اند،علت فاعلی را با علت مادی اشتباه گرفته‌اند و از اين رو قائل به سنخيت ميان خالق و مخلوق شده‌اند در حالی كه چه سنخيتی ميان نقاش و نقش است، در اينجا علم و قدر تلازم است نه سنخيت. قرآن اصطلاحات و روش خاص خود را دارد و فلسفه‌ای اسلامی است كه بيانگر آن باشد تا بتوان نام اسلامی بر آن نهاد؛ مثلا موضوع غيب و شهادت از موضوعات بسيار مهم در فلسفه قرآنی است كه زيربنای بسياری از معتقدات است كه متأسفانه توجه به اهميت آن كمتر می‌شود.
وی در ادامه خاطرنشان كرد: پدرم، آيت‌الله تبريزی می‌گفتند كه آيت‌الله خويی «اسفار» درس می‌دادند و ايشان به يك‌باره ارائه اين درس را رها كردند، از ايشان علت را جويا شدم، گفتند كه حداقل ضرری كه اين كلاس درس داشت اين بود كه طلبه فكر می‌كرد كه مطالب روايات قشری و مطالب اين كتاب عميق و جامع است. خداوند قرآن را نازل نكرده است كه بعد از هزار سال فلان شخص قرآن را ازديدگاه خودش توجيه كند، نگوييد زبان فلسفه عميق‌تر است، بلكه قرآن هم عميق‌تر و هم علمی‌تر و هم وجدانی‌تر است، خود قرآن می‌تواند استدلال كند و احتياج به قيم ندارد. هر آيه، آيات ديگر را روشن می‌كند، سخنان اهل بيت(ع) هم در راستای آن و بيانگر آن انديشه است. حوزه‌های علميه بايد وارد قرآن شده و عمق قرآن را متوجه شوند سپس مانعی ندارد كه روی فلسفه كار كنند، آن هم نه تنها فلسفه قديم، بلكه فلسفه جديد را هم مطالعه كنند. افكار افرادی مثل «لايب نيتز» را هم بدانند، همچنين كانت و دكارت را، پس از آن‌كه بنيه علمی آن‌ها توسط قرآن و معارف اسلامی مستحكم شد، هر شبهه‌ای را می‌توانند پاسخگو باشند، كتاب هست با عنوان «عدل الهی» كه مباحث ارزنده‌ای دارد، می‌توان بر روی تفكرات بشری كار كرد، اما اين تفكرات را به عنوان اسلام معرفی نكنيد و آن را عميق‌تر از قرآن ندانيد.
عبدخدايی در پاسخ به اين مدعا كه مگر بر اساس آيات اوليه سوره حديد نيامده است كه در آخرالزمان بهتر مسائل را می‌فهمند؟ گفت: مسلمانان صدر اسلام استدلال‌های قرآن را می‌فهميدند، قرآن به زبان مردم، مفاهيم بلند خود را بيان كرده است، البته هر قدر تدبر بيشتر روی قرآن انجام گيرد، درب‌های بيشتری به روی انسان باز می‌شود و هرچه انديشمندان زيادتر كار كنند از اين اقيانوس بيكران استفاده بيشتری می‌برند، حقايقی از قرآن آشكارتر می‌شود؛ مثلا فهم آياتی در مورد تجسم اعمال در قيامت مشكل بود، به طوری كه برخی توجيه می‌كردند، ولی اكنون با وجود اختراعات جديد، اين موضوع آشكارتر شده است، همچنين در مورد عظمت پروردگار و صفات جمال و جلال او.
وی در ادامه عنوان كرد: گذشته از فلسفه، بايد در عرفان نيز گفت كه اسلام عرفانی ناب دارد كه بايد از منابع اصيل آن استخراج شود نه عرفان التقاطی كه مجموعه‌ای از تفكرات هندی و بودايی و مسيحی است و با كمی رنگ و لعاب از اسلام، همان‌طور كه مرحوم ميرزا در «عارف و صوفی چه می‌گويد» مورد نظر داشته، عرفان اسلام بايد برگرفته از قرآن باشد، از صحيفه سجاديه باشد از دعاها و مناجات رهبران معصوم(ع) باشد،اگر خواستيد عرفان اسلامی را مطرح كنيد، ببينيد قرآن چه می‌گويد، آيات «لقاءالله » را كنار هم بگذاريد، معنای لقاءالله تبيين می‌شود. نياز به تفكر يونانی و يا مسيحی نيست، تفكرات مسيحيت فعلی هم ازيونان گرفته شده است، تاريخ مسيحيت را بررسی كنيد، پولس بنيانگذار تفكرات انحرافی در آن آيين است.
اين محقق در پاسخ به اين سؤال كه مباحث غير دينی همچون اصول فقه را برای منطق فقه به كار می‌بريم، چرا فلسفه و عرفان را اين‌گونه نگاه نكنيم؟ گفت: آن را می‌گويند اصول فقه، نه اصول فقه اسلامی؛ مثلا در مباحث الفاظ من لغتی را از «المنجد» يا «صحاح» می‌گيرم، مشخص است كه اين لغت است و مربوط به اسلام نيست، اين لغت در عرب است؛ چه اسلامی باشد و چه اسلامی نباشد، من در لغت‌نامه به افرادی مراجعه می‌كنم كه مسلمان هم نيستند؛ مثل المنجد، روش غير اين است كه به اسم اسلام جا بزنيم. اگر فلسفه را از اصل اسلام بگيرند اشكالی ندارد.
عبدخدايی در پاسخ به اين سؤال كه شهيد مطهری بحثی را در ابتدای «اصول فلسفه و روش رئاليسم» دارد به اين مضمون كه فلسفه به تشيع بيشتر می‌خورد و اهل سنت فلسفه و عرفان‌ستيزی می‌كنند و اسلام نمی‌دانند و می‌گويند اين‌كه ائمه(ع) مردم را به تعقل دعوت كردند باعث رشد فلسفه در جهان تشيع شده است، اين را نمی‌توان از منويات ائمه دانست؟ تصريح كرد: ائمه اطهار(ع) و قرآن كريم، مردم را دعوت به تعقل می‌كند، ولی هر تعقلی خلاصه در فلسفه نمی‌شود و ثانيا فلسفه هم خلاصه در فلسفه مشائی و اشراقی و متعاليه نمی‌شود، بلكه غرب هم فلسفه دارد، شرق هم فلسفه دارد. مهم‌ترين مسائل فلسفی در مورد خداوند در جلد اول اصول كافی است كه معجزه آسا می‌درخشد، نه تنها فلسفه الهی، بلكه حتی فلسفه سياسی. اين را از روی مقدسی و تعبدی نمی‌گويم، بلكه وجدانا از روی استنباط و برهان می‌گويم،تصور نكنيد مرحوم ميرزا جواد آقا پايبند به تعقل نبود، در ابتدای عرايضم گفتم كه ايشان يك فيلسوف آزاد‌انديش بود، خودش مسلط بر فلسفه بود حتی توجه به فلسفه غرب هم داشت، البته بايد متوجه به محدوده عقل هم بود و عقل شخصی را كه چهار صدسال پيش زندگی می كرده، وحی منزل ندانست و آن را حاكم بر تاريخ تصور نكرد.
وی در پاسخ به اين ادعا «مگر توحيد صدوق را شرح نكرده‌اند» عنوان كرد: البته تا آنجا كه برگرفته از متون اسلامی باشد مورد تأييد است، ولی شرح متون اسلامی نبايد با زير بنای فكری ديگری انجام گيرد، زبان قرآن را بايد از خود قرآن به دست آورد و زبان روايات را از خود آن‌ها و نبايد چيزی بر آن‌ها تحميل كرد.
عبدخدايی در پاسخ به اين سؤال كه ميرزا جواد ‌آقا با آيت‌الله سيدعزالدين زنجانی ارتباط خوبی داشت، آيا با سيدجلال آشتيانی هم رابطه داشت و با كسانی كه از مشرب فكری ديگری بودند مناظره و مباحثه‌ای داشت؟ گفت: ارتباط ايشان با علمای معاصر بسيار صميمی و متواضعانه بود، با آيت‌الله زنجانی بسيار خوب بود و با آقای آشتيانی رابطه‌ای نداشت، آنچه برای مرحوم ميرزا اهميت فوق‌العاده داشت، اضافه بر علم، وارستگی و اخلاق بود، اخلاص و عمل بود.
منبع : ایکنا

زمان درج خبر: سه شنبه ۲ شهريور ۱۳۸۹ ساعت 17:06:20
برچسب ها: میرزا جواد آقا تهرانی، مکتب تفکیک، زنجانی، علمای مشهد، عبدخدایی         شماره خبر:786          
نظرات خوانندگان:


آخرين اخبار